محمد تقي جعفري
242
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ما بر نهادن ابعاد و چهرههاى واقعيتها است كه با مختصات خود دستگاه آزمايش نمودار مىگردند . نوع دوم - آزمايش خداوندى است . در اين آزمايش هدف بدست آوردن آگاهى از واقعيات نمىباشد ، بلكه منظور باز شدن ابعاد و بهره بردارى انسانها است در قلمرو واقعيات از قدرت و اختيارى كه دارند . اغلب متفكران الهيون معتقدند كه اين دنيا آزمايشگاهى است كه ابعاد و نيروهاى آدميان را به فعليت رسانيده آنها را در زنجير حوادث هستى مىگستراند و پس از مفارقت روح از بدن است كه نتايج آن فعليتها نمودار مىگردد و انسانها با شخصيتى تشكل يافته از آن نتايج رهسپار ابديت مىگردند . مباحث ديگرى در بارهء آزمايش خداوندى وجود دارد كه در مجلد ششم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى از ص 410 تا 425 و در مجلد نهم ص 410 تا 428 و در مجلد سيزدهم ص 144 مطرح شده است . 11 ، 12 - و اللَّه ما كتمت وشمة و لا كذبت كذبة و لقد نبّئت بهذا المقام و هذا اليوم ( سوگند به خدا ، كلمه اى را مخفى نداشتهام و هرگز دهان به دروغ باز نكردهام . و از پيش ، به موقعيت كنونى و وضعى كه امروز جامعه را فرا گرفته است ، خبر داده شدهام ) . مقصود از وشمة هر گونه رمز و علامت حقيقت است . من حقيقتى را پنهان نداشتهام ، و آنچه را كه گفتهام صدق محض است ابراز حقيقت براى حقيقت خواهان مانند تنفس است كه ضرورى حيات است كسى كه طعم حقيقت را چشيده باشد ، نمىتواند آن را مخفى كند و ديگران را از آن محروم نمايد : گل خندان كه نخندد چه كند علم از مشك نبندد چه كند ماه تابان به جز از خوبى و ناز چه نمايد چه پسندد چه كند آفتاب ار ندهد تابش و نور پس بدين نادره گنبد چه كند اين اصل اساسى بدان معنى نيست كه هر چه حقيقت است با هر كس و در همهء